کد مطلب: 106804
يادداشت/محمدکاظم انبارلويي
نقض حقوق بشر در ايران!
تاریخ انتشار : 1393/06/24 02:18:05
نمایش : 1705
يکي از ادعاهاي غرب عليه ملت و دولت ايران، نقض حقوق بشر است بي‌آنکه آنها اعتراف کنند از چه «حقوقي» و يا از کدام «بشر» در ايران ياد مي‌کنند.
متن يادداشت محمدکاظم انبارلويي با عنوان  «نقض حقوق بشر در ايران!» که براي نشر در اختيار تسنيم قرار گرفته به شرح ذيل است:
با پيروزي انقلاب اسلامي، ملت ايران در يک رفراندوم آزاد اعلام کرد نظام ما يک نظام «جمهوري» است نه سلطنتي، نه فاشيستي، نه سوسياليستي ونه ليبراليستي.
ملت ايران صراحتا در اين رفراندوم اعلام کردند که مي‌‌خواهيم مناسبات اسلامي را در امر حکومت‌داري رعايت کنيم و اسلام و قرآن و آموزه‌هاي ديني، ملاک رعايت حقوق بشر در ايران باشد. نخبگان ملت ايران در قانون اساسي و به تبع آنان ملت ايران اعلام کرد منظور از «حقوق»، همان فقه و شريعت اسلامي است و منظور از انسان، انسان تراز اسلام و قرآن است.
انساني که خداوند از نحوه آفرينش او و اهداف و رسالت‌‌هاي او در قرآن سخن مي‌گويد. انساني که يک ماموريت ابدي دارد و حيات او مختص چند روزي که در اين کره خاکي زندگي مي‌کند، نيست.
وحشت غرب از انقلاب اسلامي از همين پديداري «بشر» تراز قرآن و اسلام و حقوق مبتني بر فقه و شريعت اسلامي است که تمامي ابعاد و نيازهاي فطري بشر را در برمي‌گيرد. لذا از همان ابتدا چون ياراي مقابله علمي با حقوق بشر اسلامي را نداشتند، راه ديگري را انتخاب کردند؛ آن راه هم ساده‌ترين و هموارترين و بي‌دردسرترين مسير بود و آن، اينکه انگ نقض حقوق بشر را بر پيشاني جمهوري اسلامي، دولت و ملت ايران بزنند.
مجموعه گزارش‌هايي که طي سه دهه گذشته تاکنون سازمان‌هاي حقوق بشري تحت حمايت غرب و بويژه آمريکا عليه ايران تهيه کردند در چند محور خلاصه مي‌شود؛
1- يک محور از گزارش‌هاي نقض حقوق بشر اختصاص به حمايت غرب از منافقين، عناصر مرتبط با سلطنت‌طلبان، مارکسيست‌ها، کمونيست‌ها و عناصر واداده در برابر غرب و ايستاده در مقابل ملت است. محور اصلي راهبردهاي اين جريان مبارزه با اسلام و مخالفت با دين و مخالفت با مبنا قرار گرفتن احکام قرآن در مناسبات بين حکومت و مردم است.
اين گروه‌ها براي مبارزه با انقلاب و مردم و اسلام تا موقعي که دست به ترور و قتل‌هاي فجيع گروه‌هاي مردمي و مسئولان حکومتي نزده بودند کسي به آنها کاري نداشت. اما وقتي به کشتار مردم و نقض حقوق بشر در ايران روي آوردند مطابق قوانين اسلامي با آنها برخورد شد.
غرب و بويژه آمريکا به جاي دفاع از حقوق ملت ايران و مبارزه با تروريسم و جلوگيري از نقض حقوق بشر، براي حفظ منافع خود از ناقضان حقوق بشر در ايران حمايت کردند و بعد هم سازمان‌هاي دست‌ساز حقوق بشري را فرستادند ايران تا با گزارش‌هاي جعلي، ايران را متهم به نقض حقوق بشر کنند.
هزاران تن از مردم عادي که طعمه ترور بودند و صدها مقام دولتي که قرباني ترور شدند، از نظر غرب هيچ حقوقي ندارند. اما تروريست‌هاي ضدبشر وضد حقوق بشر، به‌طور وسيع نه تنها مورد حمايت حقوقي آنان قرار گرفتند بلکه مورد حمايت مالي و تسليحاتي هم واقع شدند.
آمريکا هنوز در عراق متعهد است که از جمع چند صدنفري تروريست‌هاي منافق که دست‌شان به خون ملت ايران و ملت عراق آلوده است دفاع کند.
2- يک محور از گزارش‌هاي نقض حقوق بشر در ايران مربوط است به دفاع از فرقه بهائيت که نقش جاسوسي و فتنه‌گري در کشور دارد. جريان بهائيت در کشور يک جريان دست‌ساز سرويس‌هاي امنيتي انگليس در ايران بوده است. مرکز اين فرقه اکنون در حيفا در قلب سرزمين‌هاي اشغالي است.
بهائيت يک سرويس تمام عيار جاسوسي و امنيتي است که تحت پوشش يک دين جعلي فعاليت مي‌کند. اسناد مشهود و غيرمشهود، اين ادعا را به خوبي ثابت مي‌کند.
در جريان فتنه 88 اين فرقه در کنار ديگر جريان‌هاي مرتبط با سرويس‌هاي جاسوسي امنيتي غرب، نقش‌آفريني کردند.
با آنکه اين فرقه آزادانه در ايران زندگي مي‌کنند و از حقوق شهروندي برخوردارند و حتي در بخشي از فعاليت‌‌هاي اقتصادي داراي انحصارات هستند، گزارش‌هاي ضدحقوق بشري از ايران حکايت از نقض حقوق آنها دارد.
ترجيع بند گزارش‌هاي ضدحقوق بشري در ايران آن است که؛ «بهائيان از داشتن اموال، تحصيل و اشتغال در ايران محروم هستند!!»
3- يک دسته ديگر از اتهامات سازمان‌هاي حقوق بشر به ملت ايران ناظر به دفاع از قاچاق مواد مخدر و قاچاقچيان مواد مخدر است. سالانه ده‌ها تن از جوانان جان بر کف ما در نيروي انتظامي در مقابله با قاچاقچيان به شهادت مي‌رسند. هزاران جوان و خانواده در معرض مواد مخدر، جان خود را از دست مي‌دهند و يا دچار فروپاشي مي‌شوند. مواد مخدر کيان زندگي را در ايران، منطقه و جهان تهديد مي‌کند.
ايران از کشورهايي است که ترانزيت مواد مخدر در آن صورت مي‌گيرد و مسير اصلي ورود مواد مخدر به اروپاست.
کشورهاي اروپايي به جاي تجليل از شهداي نيروي انتظامي که در مقابله با قاچاقچيان به شهادت رسيده‌اند و به جاي دلسوزي براي خانواده‌ها و جوانان ايراني که در معرض تهديد مواد مخدر هستند، دلسوز قاچاقچيان مواد
مخدر شده و معترض به مجازات‌هاي سنگين براي آنها هستند! حال آنکه در قوانين بين‌المللي هيچ مصونيتي براي قاچاقچيان مواد مخدر تعريف نشده است. در تمام دنيا قاچاق مواد مخدر از مصاديق جرم است و براي آن مجازات‌هاي سنگين تعريف شده است و اساسا يکي از وظايف کليدي پليس بين‌الملل، مبارزه با شبکه‌هاي سازمان يافته قاچاق مواد مخدر است.
اما بخشي از گزارش‌هاي مدعي نقض حقوق بشر در ايران  اختصاص به دفاع از قاچاقچيان دارد! چرا؟ براي اينکه از نظر اين سازمان‌ها بايد ملت ايران را نابود کرد. اگر با تروريسم نشد، با مواد مخدر!
4- بخش ديگري از گزارش‌هاي سازمان‌هاي حقوق بشري عليه ملت ايران اختصاص به حقوق زنان و حقوق همجنس‌گرايان دارد.
آنها به دليل اينکه در قرآن و احکام الهي، همجنس‌گرايي جرم محسوب مي‌شود، ما را به نقض حقوق بشر متهم مي‌کنند.
آنها از سرنوشت قوم لوط درس نگرفته و جوامع خود را در مسيري قرار داده‌اند که فروپاشي خانواده‌ها و تهديد و تحديد نسل، کمترين آسيب اين رويکرد است. آنها بايد منتظر يک صيحه آسماني باشند تا به قهر الهي نابود شوند.
آنها بي‌آنکه از حقوق اسلامي چيزي بدانند ما را متهم به نقض حقوق زنان مي‌کنند در حالي که در جوامع خود سالانه ده‌ها هزار زن توسط شوهران‌شان يا شوهران به دست زنان‌شان به قتل مي‌رسند.
صدها هزار نفر مورد اذيت و آزار جنسي قرار مي‌گيرند، با وجود آنکه داد و فرياد روانشناسان و جامعه‌شناسان آنها به هوا بلند است، خود را در يک گرداب توفاني گرفتار کرده‌اند و مي‌خواهند جوامع اسلامي را هم به همان گرداب وحشتناک ببرند، لذا انگ نقض حقوق زنان را به ما مي‌زنند تا ما نيز به همان چيزي گرفتار شويم که سال‌هاست جوامع مدرن با آن دست به گريبان هستند.
جمع‌بندي:
آنچه از جمع‌بندي گزارش‌هاي حقوق بشري در مورد ايران به دست مي‌آيد آن است که آنها وقتي سخن از حقوق انسان‌ها در ايران به ميان مي‌آورند، در حقيقت از حقوق «اشرار» سخن مي‌گويند و کاري به حقوق مردم عادي و ميليون‌ها ايراني که بايد از حداقل حقوق الهي و انساني برخوردار باشند، ندارند.
جالب اينجاست که گزارش‌هاي نماينده کميسيون حقوق بشر در سازمان ملل قبل از طرح در اين سازمان، از بي‌بي‌سي، بنگاه سخن پراکني انگليس يعني اصلي‌ترين کشور ناقض حقوق بشر در ايران پخش مي‌شود.
نام نماينده کنوني کميسيون حقوق بشر سازمان ملل، «احمد شهيد» است. شايسته‌ترين نام براي او «احمد شرير» است. شرارت او در تنظيم اين گزارش‌هاي شرارت‌آميز و ارتباط او با بي‌بي‌سي و منافقين، از جرايم مشهود اوست. ماموريت او در ايران حمايت از اشرار، تروريست‌ها و ... است.
دفاع از حقوق 75 ميليون نفر ملت ايران در هيچ جاي گزارش‌هاي او وجود ندارد. سازمان ملل بايد به اين بازي شرورانه و وقيحانه پايان دهد. مسئولين کميسيون حقوق بشر سازمان ملل بايد نماينده شرور خود را عوض کنند و يک نماينده بي‌طرف براي دفاع از حقوق بشر که ناظر به حقوق 75 ميليون ايراني است، به کشور ما گسيل دارند.
انتهاي پيام/
 
 
 
ارسال کننده
ایمیل
متن
 
بخش های سایت
 
http://s5.picofile.com/file/8136790076/shohada.gif
http://s5.picofile.com/file/8136790076/shohada.gif


پیوندها
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/emam3.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/leader.jpg

http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/jahanbin.jpg
http://haftcheshme.com/aFiles/gallery/dana.jpg